تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
امروز در ده بالا و ده پايين هفت شبانه روز جشن و پايكوبي برقرار است  به دليل هسته اي شدن دو مجموعه ده بالا و پايين .
در هر دو ده مردم در حالي در رقص و پايكوبي هستند  كه به بركت عدالت ظهور يك معجزه آن هم  از نوع هزاره سوميش  رايحه خوش عدالت و رفاه فضاي دو ده را مسموم ببخشيد معطر كرده است!


عدالت اقتصادي به بركت پول نفت در بي سابقه ترين وضعيت خود به سر مي برد
همين كه معجزه به وجود تورم اعتراف مي كند بايد كلاهمان را بيندازيم بالاو شكرانه به جا آوريم
اثري از گسترش فقر ديده نمي شود بنابراين تنها مشكل ده بالاو پايين وجود قدري ناامني بود كه آن هم به يمن گشت ارشاد همه متنبه شده و پي به اشتباهات بزرگ خود بردند
بنابراين تصميم بر اين شد تا در زمستان چمكه از پاي زنان در بياورند و به پاي سياستمداران كنند


با همين چكمه است كه اگر تا ديروز دائم در حال مشت  هاي محكم كوبيدن بر دهان استكبار جهاني بوديم امروز با چكمه و لگد تمام تاريخمان  را مي توانيم زير سوال ببريم، حتي تاريخ جهان را مثل هولوكاست .البته همه اينها ناشي از قدرت گرفتن از يك جمله بي نظير است و ان اين كه  "ما مي توانيم"
البته كه مي توانيم
مي توانيم با طنازي و لوندي از پاسخ گفتن فرار كنيم
مي توانيم فريادها و نارضايتي ها را خفه و يكي از منشا هاي توطئه ببخشيد دانشگاه را به واسطه انواع روش هاي مسالمت آميز مثل زندان در نطفه خفه كنيم
مي توانيم با بازي چند مهره هر دو ده را اداره كنيم و به هر مهره يك دو جين مسئوليت بدهيم و در اين ميان بايد كه گوش نامحرمان را كه جاي پيغام سروش نيست را گرفت و از صفحه شطرنج محو كرد
با تمام اين محسنات يك انژي هسته ايمان كم بود كه آن هم بحدالله حاصل شدو البته كه بايد زودتر حاصل مي شد و خدا چه كار كند اين جاسوسان هسته اي را كه نگذاشتند آب خوش از گلوي اين مردم بالا بيايد ببخشيد پايين برود!

بالاخره اين سوخت فسيلي رو به اتمام است و انرژي هسته اي تنها از باب آينده نگري است
به خاطر همين آينده نگري است كه بايد تركيب مجلس هم از قبل تعيين مي شد وگرنه چه كسي مي توانست با اين سرعت همه جا را گلستان كند
دست صداو سيما هم كه كمر خدمت را محكم بسته است در پوشش اخبار خدمت رساني ؛ واقعا درد نكند
در پاپان هم با اجازه از استاد حميد مصدق كه درود بر روحش باد بخشي از قصیده آبی خاکستری سیاه ايشان را با اندكي دخل و تصرف  و البته با عنايت به جمله ما مي توانيم در اين روز فرخنده  خدمت  معجزه عرضه مي دارم
مي تواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را كه ديگران به من بخشيده بودند...
 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط مرجان  | 
سال نو را تحويل مي گيريم
با يك دنيا آرزوهاي خوب برا ي عزيزانمان
سال گذشته را هم با همين آرزوها تحويل گرفتيم و تبريك گفتيمبه اميد آن كه..
كدامشان برآورده شد؟
منظورم همان يك دنيا آرزوهاي كليشه اي هميشگي است
سلامتي،،دوست داشتن،...
گلايه هايم بماند ...كه خيلي از عزيزانم گلايه مند هستند از گلايه هايم..
به اميد آن كه..
به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت
چه پيام ها سپردم همه سوز دل صبا را...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 21:49  توسط مرجان  | 
باید زمان تقریبا زیادی باشد که به این خانه خلوت سری نزده ام. هم مجال نبود و هم خستگی و انبوهی کار توان از کف ربوده بود و البته ربوده است..امشب نیامده ام که از انتخابات بگویم و سنگ اصلاح طلبان را به سینه بزم..انتخابات و انرژی مقدس هسته ای بماند برای همان روزنامه محترم سرمایه و یک شبی که  اگر حوصله داشتم و فراغ بال  در این چاردیواری هم اندر  باب مظلومیت چپی ها از نوع مدرن و سنتی آن هم یک  روضه ای سر می دهم .هرچند دیگر فرقی بین داد و بیداد نیست وقتی که همه جا پر از فریاد باشد و گوش ها بسته و دهان ها باز ...

امشب هوس این عاشقانه سعدی هواییم کرده است. می نویسم و زمزمه می کنم آن را زیر لب  با ریتمی که استاد شجریان در مرکب خوانی  خوانده است..اگر پیدا کردید توصیه اکید می کنم به شنیدنش..

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده بر شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به ؛ که طاقت شوقت نياوريم

روي اگر به ما نكني،حكم از آن توست
باز آ كه روي در قدمانت بگستريم

ما را سري است با تو گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود ،هم بر آن سريم

گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم

ما با توييم و با تو نه ،اينت بوالعجب
در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم

نه بوي مهر مي شنوم از تو ،اي عجب
نه روي آن، كه مهر دگر كس بپروريم

از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم

ما خود نمي رويم دوان از قفاي كس
آن مي برد كه ما  به كنمد وي ؛ اندريم

سعدي تو كيستي،كه  در اين حلقه كمند
چندان فتاده اند كه ما صيد لاغريم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 0:19  توسط مرجان  | 
هر قدر كه به انتخابات نزديكتر مي شويم نگراني ها ودغدغه هاي اصلاح طلبان  در خصوص نحوه رسيدگي به صلاحيت نامزدهاي طيف خود بيشتر و بيشتر مي شود تا جايي كه  سيد محمد خاتمي هم در اين باره به مسئولين انتخاباتي هشدار  مي دهد.

جالب اين است كه مجريان انتخاباتي و ناظرن كه در اين انتخابات  با شوراي نگهبان كاملا همسو هستند  بازي جديدي را به راه انداخته اند تا به قول آن ضرب المثل معروف  دست پيش را گرفته باشند كه مبادا  پس نيفتند! آنهايي كه اصلاح طلبان را به هوچي گري  در باره سلامت انتخابات متهم مي كنند در يك بازي تازه  دوره افتاده اند  و  به رسانه هايي كه در اين باره حرفي مي زنند و فعالان سياسي كه در اين باره اظهار نگراي مي كنند را متهم مي كنند كه اينها به بهانه هاي واهي در حال زير سوال بردن سلامت انتخابات هستند و مي خواهند مردم را از شركت در انتخابات  مايوس كنند!

اينها اظهارات كساني است كه  در همنوايي با شوراي محترم نگهبان از ماها قبل نويد داد بودند كه كساني كه در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحيت شدند پروند ه هايش به  قوت خود باقي است و دوباره رد مي شوند . وزير كشور هم وعده داده كه رد صلاحيت شد ه ها ثبت نام كردند. اين  سخنان در شريطي است كه به گفته محمد رضا خاتمي 70 درصد كساني كه بايد ثبت نام مي كردند نيامدند. يعني دستگاه اجرا و نظارت در حالي كمر به ردصلاحيت فله اي بسته است كه حتي بسياري از افرادي كه در طيف هاي اصلاح طلب شهره هستند از ثبت نام خودداري كرده اند.

به بيان ديگر مجريان و ناظران انتخاباتي گويي درصدنند كه هيچ دگر انديشي وارد مجلس هشتم نشود و هر آنكه را كه خود مي خواهند ونور چشمي است  ُروانه مجلس كنند. براي همين هم مشغول آسمان و ريسمان به هم بافتن هستند كه نمونه  اش در روزنامه محترم كيهان ديروز است. به هر روي يك انتخابات ديگر در راه است و ظواهر هم نشان از رد صلاحيت هاي گسترده اي دارد .

انتخاب در اين ميان خيلي سخت است براي اصلاح طلباني كه از انخابات شوراها دور خيز بلندي را براي انتحابات مجلس كرده بودند ،تنها اميدوارم كه شرايط انتخابات مجلس پنجم كه  به قهر مجمع روحانيون  به عنوان سردمدار چپ آن روز  از عرصه رقابت  انجامید و انتخابات مجلس هفتم كه از سوي مشاركت و مجاهدين تحريم شد ؛ تكرار نشود هرچند به گفته موسوي لاري، ستاد ائتلاف هيزم تنور انتخاباتي نخواهد شد كه نتواند از آن دفاع کند.

امید محدث و سجاد سالک و امید ایران مهر و محمدرضا یزدان پناه و سیب   و خشت   هم در این باره نوشته اند

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:33  توسط مرجان  | 
زلزله آمده است انگار
زير و رو نشده ام
فقط بهم ريخته ام
مثل يك پازل چند هزار قطعه؛كه قرار نيست از نو درست شود
هيچ قراري نيست
اين روزها قرار هيچ معنايي ندارد؛شايد هم به همين خاطر اين قدر بي قرارم اين روزها
دلم به اندازه اي تنگ است كه هزارتا ازآن در نوك سوزن جا مي شود؛
مثل  هزار تا باكتري يا  هزارتا تك سلولي
دل تنگم تكثیر نمي شود،واگير هم ندارد

 

 

 

نترس!
اين درد مزمن فقط از آن من است ، هرچند مي گويند اپيدمي شده است
شايد در همين اپيدمي ها و بي سرايتي ها به من هم منتقل شده باشد
حق داري بترسي
به هيچ چيز اين دنيا اعتباري نيست كه نيست
 مثل اين كه ؛
غير از اين نكته كه حافظ زتو ناخشنود است
در سراپاي وجودت هنري نيست كه نيست

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 18:4  توسط مرجان  | 
هرچه شكفتم ؛تو نديدي مرا
رفتي و افسوس ؛نچيدي مرا
ماندم و پژمرده شدم ، ريختم
تا كه به  دامان   تو     آويختم

..

وای  مرا ساده سپردی به باد
حيف كه نشناخته ، بردي ز ياد
همسفر بادم از آن پس مدام
مي گذرم بي خبر از بام و شام
مي رسم اما به تو روزي دگر
پنجره  را  باز  گذاري  اگر...

اين ترانه رو عليرضا افتخاري خونده .امشب اتفاقي شنيدم و ..

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:39  توسط مرجان  | 
مي گن پيمانش پر شده بود و بايد مي رفت
مي گن پير بود و عمر خودش رو كرده بود
پدر بزرگم مرد...
پدر بزرگم پير بود و زمين گير
....
حالا فقط جاي خاليش تو خونمون داره فرياد مي زنه
حالا همه اونايي كه مي گن بايد مي رفت ؛
دوست دارند كه دوباره برگرده...
....
پدربزرگم مرد
اون هم با يك دنيا حرفي كه در نگاهش بود ؛
يك دنيا حرفي كه كسي نخواست بشنوه
و اين مثل آتش افتاده به جونم ..
نزديك به ده روزه كه تن نحيف و رنجورش را به خاك سرد پاييز سپرديم
......
جاي خاليش تو خونمون بد جوري فرياد مي زنه...
حالا نه پدر بزرگي هست كه "بابا جونم "صداش كنم
و نه مادربزرگي كه در آغوشش آروم بگيرم...
انگار كه هيچ وقت نبودند..
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 1:48  توسط مرجان  | 

سير تحولات در جمهوري اسلامي و دولت كريمه نهم به قدري افزايش يافته است كه تا به خود مي آيي و مي خواهي ذهنت را براي نوشتن از معجزات دولت انسجام ببخشي ناگهان اتفاق قشنگ ديگري رخ مي دهد كه مي بيني از اين هم نمي توان گذشت.در اينجا اولويت با اولويت دارهاست. هنوز از استعفا دادن يا به عبارت ديگر استعفا قبولاندن به وزير آموزش و پرورش چند روزي نگذشته بود كه اين بار يك اتفاق جالب ديگر افتاد.جالب از اين  رو كه كابينه دولت به خود مي باليد كه كشورهاي عضو همكاري هاي خليج فارس براي اولين بار از ايران دعوت كرده اند كه رييس محترم جمهور به نمايندگي از كشورمان در اين  اجلاس حضور پيدا  مي كند و صد البته اين را هم به پاي يكي ديگر از بركات و افتخارات سياست خارجي دولت نهم ارزيابي كردند. احمدي نژاد در گوشه سمت چپ عكس درست زير كلمه خليج عربي

اما جالبتر اين كه همان آقايي كه از حق مسلم ايران در انرژي هسته اي كم مانده  است كه جامه بدرد و فرياد انرژي هسته اي اش گوش دنيا را كر كرده است . اين بار چه آسوده و راحت چشمانش را بر اين دهن كجي اعراب بر ملت ايران مي بندد و انگار نه انگار بر صندلي تكيه داده است كه بر بالاي آن( خليج العربيه  )درج شده است .... و در همان اجلاسي سخنراني  می کند و پيشنهاد ارائه مي دهد و به روي مبارك هم نمي آورد كه چه گندي بالا آورده است .   اين نوشتار از باب ناسيو ناليست  بودن و يا محسوب شدن نيست بلكه فقط اشاره اي به نحوه اداره امور بين الملل در دولت نهم است ...كجايند آنهايي كه مي گفتند و هنوز مي گويند خليج هميشگي فارس،آقاي رييس جمهور مگر حق فقط انرژي  هسته اي است؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:5  توسط مرجان  | 

هفته گذشته اتفاق قشنگي افتاد.اتفاقي كه اتفقا ناشي از اصل استقلال و تفكيك قوا در جمهوري اسلامي بود . هرچند ظاهرا اين استقلال زيادي  چندان به مذاق دولت نشينان خوش نيامده است.بازداشت حسين موسويان از مذاكره كنندگان تيم هسته اي در دولت خاتمي و از نزديكان به  هاشمي رفسنجاني توسط وزارت اطلاعات احمدي نژاد  در روزهايي كه حسن روحاني ؛دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي برخي مذاكرات خود را با طرف هاي اروپايي آغاز كرده بود و در شرايطي كه تيم لاريجاني كارها را بر عهده گرفته بود،نشان از اين داشت كه اولا دولت مي خواست به طرف هاي اروپايي بگويد كه در باب مسئله هسته اي «من» تصميم گينده هستم و از طرفي به طرفداران هاشمي هم بگويد كه پاي خود را از جريان هسته اي بيرون بكشند.هرچند موسويان تنها پس از يك هفته بازداشت با قرار وثيقه تنها 200 ميليون تومان آزاد شد.

وثيقه اي كه براي كسي كه اتهام جاسوسي را به يدك مي كشد خيلي اندك بود.چه ، بسياري از دانشجويان دربندي كه وثيقه هاي 300 يا 400ميليوني دارند در شرايطي كه اتهام جاسوسي  و امنيتي هم برايشان مطرح نيست.در اين ميان اما ابتكار عمل قوه قضاييه جالب است. در اين روزهايي كه دولت عزم خود را براي تخريب گذشتگان و سرپوش گذاشتن بر ناكارمدي هاي خود جزم كرده است؛قوه قضاييه هم از اين اتهامات مبرا نبود.اگرچه اين قوه و رياست آن گاه و بي گاه پاسخ حملات دولت را مي دادند و از عملكرد آن انتقاد مي كردند ولي اين بار اين قوه در خصوص اظهارات تخريب كننده رييس دولت و همراهان وي در خصوص جاسوس هسته اي چنان پاسخ كوينده اي به دولت داد كه دولتيان را گيج كرد.

 

موسويان در شرايطي از اتهام جاسوسي تبريه مي شود كه دولت همچنان نسبت به اين مسئله موضع منفي دارد و چه بسا اگر قاضي پرونده تغيير كند يا به نوعي حكم تبرئه عوض شود آنگاه افكار عمومي اين سوال را ازاحمدي نژاد مي پرسند كه شما به قاضي پرونده جاسوس هسته اي فشار آورديد يا آنهايي كه به گفته شما  اي آقاي رييس جمهور به قاضي پرونده فشار آورده اند كه جاسوس را تبرئه كند؟؟ حال اگر در بدبينانه ترين حالت ممكن چنانچه موسويان واقعا جاسوس بوده باشد كه نبايد هيچ احتمالي را از ذهن دور كرد ؛بايد اين نكته را يادآور شد كه بي تردي اظهارات مخربانه دولت در خصوص دستگاه قضا كه باز هم به آن ايراداتي وارد است  سبب شده است كه اين قوه چنان جري شود كه بخواهد دست به همچين اقدام انتحاري بزند...

 

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 17:39  توسط مرجان  | 

وقتي شرايط كشور بحراني مي شود و به مرز هشدار مي رسد ديگر اصلاح طلب و اصولگرا معني ندارد.چه اگر حسن روحاني را همان مردي بدانيم كه كه در ابتداي ورودش به مركز تحقيقات استراتژيك  از ورود آنهايي كه به اصلاح طلب مشهور بودند خودداري مي كرد  و به نگهباني نامه داده بود تا مانع ورور برخي افراد به مركز شوند به عقيده من هم او كه در دولت خاتمي ماند و هم هاشمي رفسنجاني  كه برخي سعي دارند او را در يك مثلث  ازنوع اصلاح طلبي جاي دهند  به رغم اين كه نسبتي با اصلاحات ندارند اما در يك نكته هم عقيده هستند و آن هم بحراني بودن شرايط است. اين انتقادات انتقادات جماعت اصلاح طلب يا اپوزيسسيون داخلي نيست كه بگوييم به دليل دور ماندن از قدرت همه چيز را با عينك بدبيني نگاه مي كنند. اين ها انتقادات يك نفر مثل هاشمي است كه حتي اگر روزگاري عاليجنابي باشد كه جامه سرخ بر تن داشته  امروز اما از  جايگاه فردي صحبت مي كند كه سالهاست عبا و قباي سياست را بر دوش دارد و چون نوكيسه گاني نيست كه هنوز جامه سياست را بر تن اندازه نكرده اند به فكر اصلاح آن  هم در سطح جامعه جهاني  مي افتند و با حال و هواي دهه 60آمده اند كه اين بار نه اين كه آب و برق رايگان به مردم بدهند بلكه  مي خواهند سفره اي با نام عدالت بگسترانند تا همه از خوان عظيم  دولت سرشار شوند و سرشار.

 اگر  انتقادات اخير حسن روحاني در باب سياست داخلي و خارجي و البته سياست هاي اقتصادي دولت   را بگذاريم در كنار هشدار هاي چند وقت پيش هاشمي و خاتمي اگر ذره اي عقل در وجودمان باشد بايد به اين نكته پي ببريم كه اين قصه هسته اي و بحراني كه كشور  با ان روبروست سر دراز دارد و به اين سادگي ها هم نيست كه يك عده مدعي مي شوند كه اين داستان بسته شده است . دست كم  آنهايي كه  به دليل گزارش اخير آژانس سرمست بودند  را بايد نطق  البرادعي  در نشست شوراي حكام  از خواب خرگوشي در آورد كه اگر در خوش بينانه ترين حالت ايران و آژانس مشغول همكاري باشند اما نبايد از اين نكته غفلت كرد كه البرادعي كما كان  البرادعي  است و امريكا ابر قدرت و تصميم ساز جهان. شايد هم به همين دليل بود كه لاريجاني در گفت و گويي از گزارش آژانس گلايه كرد و گفت كه چرا آژانس به جاي همكاري هاي فعالانه از لفظ منفعلانه استفاده كرده است. به اعتقاد لاريجاني در اين بين برخي شيطنت كرده اند. اما خود  او هم به يقين مي داند كه اينها چيزي فراتر از شيطنت است ...

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 18:45  توسط مرجان  | 
 
  بالا