تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
 نمی دمنم از کجا شروع کنم از فجایع جدید احمدی نژاد با انتخابات یا شقایق ؟ خیلی سریع اتفاق افتاد. رابطم با شقایق از نو شد. در این باره همین بس که او از جنس خودم است.... و این برای هر دومون خوبه به خصوص اين كه شقایق تفاوت هايي هم با گذشته كرده . اين بار هر دومون تصميم گرفتيم كه چشمامونو به روي حقايق باز كنيم و در اوهام تصميم گيري نكنيم . ما هر دو در گذشته در طي مسيرمون اشتباهاتي رو نا خواسته مرتكب شديم.
اما خوشحالم كه به موقع تونستيم جلوي خطامونو بگيريم . اگرچه بايد زودتر از اين ها اقدام مي كرديم و نمي ذاشتيم  بعضي اتفاق ها پيش بياد . به هر حال ميگن جلوي ضررو هر وقت بگيري منفعته.
اين مدت كه چيزي ننوشتم هم قدري كسالت داشتم كه البته چيز جديدي نيست براي من! هم سرم گرم كاراي روزنامه بود و فرصت نميشد و اين كه واقعا ح حس نوشتن نداشتم.
اما بريم سراغ گردشاي شبانه با شقايق خدا مي دونه چقدر بهمون خوش مي گذره. با اين كهبعضی وقتا واقعا خسته ام و كلي كار دارم اما نمي تونم از شباي زمستوني تهران صرف نظر كنم.
دور زدن تو خيابوناي تهران و مقصد اصلي بام تهران . دوتايي ميريم و با اين كه داريم از سرما يخ مي زنيم به شهركه تو تاريكی با چراغاي چشمك زنش مي د رخشه نگاه مي کنيم و كلي حرف كه باز نا گفته ميمونه.
اين اجتماع دو نفره  دخترونه رو واقعا نميشه با چيزي عوض كرد.
كارا هم شكر خدا خوب پيش ميره اگرچه انتخابات واقعا داره اذيتمون مي كنه اما همه چيز خوب است و بر وفق مراد خدا رو شكر مي كنم از زمين تا آسمون نوكرشم هستم.!
داشتم فكر مي كردم كه در مورد كرامات جديد شيخ احمدي نژاد چي بگم . البت بگذريم از اين كه دنيا داره به سمت احمدي نژادي شدن پيش مي ره و واقعا نميدونم چرا نكته به اين مهمي رو فراموش كرده بوديم هممون. اما  بلايي كه اين موجود داره سر اقتصاد مياره فاجعه است. 
چوب حراجي كه اقا به صندوق ذخيره ارزي زده و نفت كشور رو هم داره به تاراج ميفرسته.
يكي از اقتصاد دان ها توي يه برنامه اقتصادي مي گه كه با روندبي كه دولت در پيش گرفته تا چهل سال ديگه هم به اهداف سند چشم انداز نمي رسيم.ضربه هايي هم كه به صنعت وارد كرده رو فراموش نكنيم و  طراز منفي حساب سرمايه رو هم هين طور.
 خوب ! حالا انتخابات!
يادمه ديروز كه با يه  فعال سياسی حرف ميزديم  ميگفت اصلاح طلب ها بايد از شركت در انتخابات صرف نظر مي كردن . اين فعال در ادامه مي افزايد!! اين فعال مي گفت كه اصلاح طلب ها بايد در اين دوره از انتخابات فضا رو به عامه معرفي مي كردن و مي گفتن كه چه اتفاقايي داره در جريان انتخابات مي افته.
ديشب وبلاگ الپر رو مي خوندم  يه جا  گفته بود كه اصلاح طلبان دارن دوباره حرفايي میزنن كه مردم اين حرفا رو نمي فهمن  چند تا نكته به ذهنم رسيد و اين كه 
اصلاح طلب ها مخابشون توده مردمه يا قشر روشنفكر تحصيل كرده و نخبه ؟ البته حتما در پاسخ خواهند گفت كه جذب قشر نخبه به همراه اصل شايسته سالاري  در اولويت هاي اصلاح طلبان است در حالي كه پرداختن به نيازها و خواست توده هم  پيگيري ميشود حالا يكي بگويد كه تكليف شعار هاي تبليغاتي چه خواهد شد مبزان توده مردم بيشترند يا روشنفكران. البته نمي خواهم بگويم كه طرفدار پوپوليسم هستم  بالاخره مردم هم با گذشت يك سال و نيم  از حكومت جديد ديده اند كه هيچ يك از نيازهاشن براورده نشده بنابر اين اين احتمال كه دوباره در راي خود تجديد نظر كنند وجود دارد  . حضور قشر روشنفكر در صحنه و تبيين مواضع انتخاباتي اصلاح طلبان براي عامه مردم علاوه بر اين كه مي تواند فاصله اين دو قشر اجتماعي رو كم كند كمك بزرگي خواهد بود چرا که اين بار نه تنها روشنفكر بلكه توده را هم در اختيار خواهيم داشت .اصلاح طلبان بايد بگويند به مردم كه در سطوح مديريتي و تصميم گيري كشور چه آدم هاي بيسوادي نشته اند و چه بلبشويي ايجاد كرده اند از ترميم كابينه  گرفته تا رييس جديد سازمان مديريت كه اقا تازه امده است تا ياد بگيرد . يك سپاهي ديگر هم به مجموعه پادگاني كشور اضافه شد.
فكر مي كنم معنا و ارزش اهداف و برنامه هاي بلند مدت الان بيشتر مشخص شود و مردم بهتر بتوانند معني استراتژي و برنامه طولاني مدت را بفهمند.
حالا همه اينا يه طرف گشت و گذار شبانه تو كوچه  پس كوچه هاي تهرانم يه طرف!!
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 21:33  توسط مرجان  | 
 

سفید

یا 

سیاه

چه فرقی می کند

شعر سفید بنویسم

یا ورق سیاه کنم

وقتی واژه ها متلاطمند

و زمان گیج و مبهوت

در میان تپش تند زمین

گاهی

در میان دوران لحظات

گاهی

در میان سکون کلامات

مکث می آید به سراغم

می رباید من سردر گم را

و عبورم را جشن می گیرم

از میان قاب های فلزی

از میان چارچوب های محترم رنگارنگ

امروز

در میان سیاه و سفید کلمات

در مکث به رویم وا شد

من به جشنی رفتم

که در آن ثانیه ها پیدا بود

و پر شد در من

حجم سیال خیال

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 20:35  توسط مرجان  | 
از توقیف مجدد روزنامه روزگار که بگذریم  . البته حرفی هم برای گفتن در این باره باقی نمانده است در کشوری که روز و شب رییس جمهورش شعار حمایت از مردم را می دهد بیکار شدن عده کثیری از مردم یک امر کاملا طبیعی است...الحمدلله نرخ تورم که مدام رو به کاهش است و این مردم هستند که به اشتباه  تنها احساس گرانی می کنند که آن هم اصلا مورد مهمی نبوده و خوب تقصیر مردم که راه و بیراه احساس می کنند البته به خاطر همین ارزونی هم هست که  دکی جون سفارش می کنند که ۲ تا بچه کمه و باید زاد و ولد کرد چون ما ظرفیت های بالقوه ای در این زمینه داریم اینقدر زمان انقلاب زایش داشتیم که آن هم بحمدلله امروزه به قول بعضی ها لفاف مده واسه آینده. همه اینارو داشته باشین به قول علیرضا این یکی دیگه خیلی خداست ! انرژی هسته ای که نقل و نبات مجالسه دکتره این دففعه بچم داشته تو صحن حضرت عبدالعظیم صحبت می کرده خوب بعدشم جو دیگه یه دفعه میگیره  بعد یه باره شعر حاج صادق آهنگران به ذهن دکتر الهام میشه و میگه تا قله های هسته ای یک یا حسین دیگر است!!! حالا خوبه خوبه جماعت اون وسط ادامه حرف اقا رو نگرفتن  و به سر و سینه نزدن که ای لشکر خمینی ....!

می دونم خیلی بیراه رفتم می خواستم ادامه گزارشم رو که امروز کار شده بود و به خاطر حجیم بودن مطلب حذف شده بود بنویسم که راستش خیلی خسته ام  این متن از هم گسیخته رو هم دارم تو روزنامه می نویسم و دیگه از ناه رفتم. از همه اینا مسخره تر این که ماشالله  هزار ماشالله خدا عمر بده به جمهعت محاسن بلند و مدام ذاکر ... قدیم ندیما یه کار ثواب می کردن در حق مردم و اونم این بود که لاقل بگن عید فطر کی هست

حالا که اخوندامونم دچار وسواس شدن و یه قوه تشخیص داشتن که اونم به حول و قوه خدا رو به زواله ....

راستی میگن وسواس ریشه در مساییل روانی داره...! در هر صورت بود و نبود عید که به حال ما تاثیری نداره و باید بیایم سر کار فقط خدا میدونه چند ساله داریم روزه حروم می گیریم

ادمه گزارشم رو می نویسم بعدا.. راستی عیدم پیشاپیش مبارک

به قول مجری های تلویزیون عید رمضان آ مد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

اینم یه کلمه از مادر عروس!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 18:40  توسط مرجان  | 
 
  بالا