|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
امشب هوس این عاشقانه سعدی هواییم کرده است. می نویسم و زمزمه می کنم آن را زیر لب با ریتمی که استاد شجریان در مرکب خوانی خوانده است..اگر پیدا کردید توصیه اکید می کنم به شنیدنش..
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده بر شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به ؛ که طاقت شوقت نياوريم
روي اگر به ما نكني،حكم از آن توست
باز آ كه روي در قدمانت بگستريم
ما را سري است با تو گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود ،هم بر آن سريم
گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم
ما با توييم و با تو نه ،اينت بوالعجب
در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم
نه بوي مهر مي شنوم از تو ،اي عجب
نه روي آن، كه مهر دگر كس بپروريم
از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم
ما خود نمي رويم دوان از قفاي كس
آن مي برد كه ما به كنمد وي ؛ اندريم
سعدي تو كيستي،كه در اين حلقه كمند
چندان فتاده اند كه ما صيد لاغريم
|
|