تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
باید زمان تقریبا زیادی باشد که به این خانه خلوت سری نزده ام. هم مجال نبود و هم خستگی و انبوهی کار توان از کف ربوده بود و البته ربوده است..امشب نیامده ام که از انتخابات بگویم و سنگ اصلاح طلبان را به سینه بزم..انتخابات و انرژی مقدس هسته ای بماند برای همان روزنامه محترم سرمایه و یک شبی که  اگر حوصله داشتم و فراغ بال  در این چاردیواری هم اندر  باب مظلومیت چپی ها از نوع مدرن و سنتی آن هم یک  روضه ای سر می دهم .هرچند دیگر فرقی بین داد و بیداد نیست وقتی که همه جا پر از فریاد باشد و گوش ها بسته و دهان ها باز ...

امشب هوس این عاشقانه سعدی هواییم کرده است. می نویسم و زمزمه می کنم آن را زیر لب  با ریتمی که استاد شجریان در مرکب خوانی  خوانده است..اگر پیدا کردید توصیه اکید می کنم به شنیدنش..

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده بر شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به ؛ که طاقت شوقت نياوريم

روي اگر به ما نكني،حكم از آن توست
باز آ كه روي در قدمانت بگستريم

ما را سري است با تو گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود ،هم بر آن سريم

گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم

ما با توييم و با تو نه ،اينت بوالعجب
در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم

نه بوي مهر مي شنوم از تو ،اي عجب
نه روي آن، كه مهر دگر كس بپروريم

از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم

ما خود نمي رويم دوان از قفاي كس
آن مي برد كه ما  به كنمد وي ؛ اندريم

سعدي تو كيستي،كه  در اين حلقه كمند
چندان فتاده اند كه ما صيد لاغريم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 0:19  توسط مرجان  | 
 
  بالا