|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
عدالت اقتصادي به بركت پول نفت در بي سابقه ترين وضعيت خود به سر مي برد
همين كه معجزه به وجود تورم اعتراف مي كند بايد كلاهمان را بيندازيم بالاو شكرانه به جا آوريم
اثري از گسترش فقر ديده نمي شود بنابراين تنها مشكل ده بالاو پايين وجود قدري ناامني بود كه آن هم به يمن گشت ارشاد همه متنبه شده و پي به اشتباهات بزرگ خود بردند
بنابراين تصميم بر اين شد تا در زمستان چمكه از پاي زنان در بياورند و به پاي سياستمداران كنند
با همين چكمه است كه اگر تا ديروز دائم در حال مشت هاي محكم كوبيدن بر دهان استكبار جهاني بوديم امروز با چكمه و لگد تمام تاريخمان را مي توانيم زير سوال ببريم، حتي تاريخ جهان را مثل هولوكاست .البته همه اينها ناشي از قدرت گرفتن از يك جمله بي نظير است و ان اين كه "ما مي توانيم"
البته كه مي توانيم
مي توانيم با طنازي و لوندي از پاسخ گفتن فرار كنيم
مي توانيم فريادها و نارضايتي ها را خفه و يكي از منشا هاي توطئه ببخشيد دانشگاه را به واسطه انواع روش هاي مسالمت آميز مثل زندان در نطفه خفه كنيم
مي توانيم با بازي چند مهره هر دو ده را اداره كنيم و به هر مهره يك دو جين مسئوليت بدهيم و در اين ميان بايد كه گوش نامحرمان را كه جاي پيغام سروش نيست را گرفت و از صفحه شطرنج محو كرد
با تمام اين محسنات يك انژي هسته ايمان كم بود كه آن هم بحدالله حاصل شدو البته كه بايد زودتر حاصل مي شد و خدا چه كار كند اين جاسوسان هسته اي را كه نگذاشتند آب خوش از گلوي اين مردم بالا بيايد ببخشيد پايين برود!
بالاخره اين سوخت فسيلي رو به اتمام است و انرژي هسته اي تنها از باب آينده نگري است
به خاطر همين آينده نگري است كه بايد تركيب مجلس هم از قبل تعيين مي شد وگرنه چه كسي مي توانست با اين سرعت همه جا را گلستان كند
دست صداو سيما هم كه كمر خدمت را محكم بسته است در پوشش اخبار خدمت رساني ؛ واقعا درد نكند
در پاپان هم با اجازه از استاد حميد مصدق كه درود بر روحش باد بخشي از قصیده آبی خاکستری سیاه ايشان را با اندكي دخل و تصرف و البته با عنايت به جمله ما مي توانيم در اين روز فرخنده خدمت معجزه عرضه مي دارم
مي تواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را كه ديگران به من بخشيده بودند...

|
|