تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب

هيچ مردي نمي تونه خوب باشه يعني اگه خودش هم بخواد اين قابليت رو نداره  چون اصولا ذاتش خرابه و به دليل اين كه سرشتش خوب نبوده نمي تونه خوب باشه و اگر هم اين طور وانمود مي كنه  فقط داره نقش بازي مي كنه
از نظر من همه مردها به دو دسته تقسيم مي شوند:
دسته اول ،مردهاي بي شعور
دسته دوم ،مردهاي با شعور

يعني اين كه همه مردها در اين تقسيم بندي يا سفيد هستند يا سياه  و هيچ خاكستري در اين ميان وجود  نداره .

حتي اگر هم از نظر من خاكستري ديده شدند كه به سمت سفيد بودن يا سياه بودن متمايل بودند بايد بگم كه باز داشتند نقش بازي مي كردند كه نشون بدند ُآدم هاي متعادلي هستند وگرنه اصلا خاكستري نبودند
هرچند كيفيت و كميت سياه بودن يعني همون بي شعور بودن به مراتب بارها بارها و بارها بيشتر از باشعور هاست.

از نظر من نسل مردهاي با شعور سا لهاست كه منقرض شده و تمام مردهايي كه فكر مي كرديم با شعور هستند در طول زمان نشون دادند كه چه قدر درصد بيشعوريشون زيادتر بوده

منظور از شعور ميزان فهم ،درك ،منطق و انسانيت در يك مرد هست
اين پست اصلا طنز نيست
نتيجه يك آزمايش  از يك جامعه هدف يا چند تا نمونه آماري هم نيست
ساده ترين دليل و يك دليل از هزار و يك دليل براي اين ارزيابي هم عقيده بودن بين من و مادرم با بيش از سه نسل تفاوته
اسمش رو مي تونيد هرچي كه دوست داريد بذاريد
ديگه برام مهم نيست....
زبون ريختن و خر كردن براي رسيدن به مقصود مهم ترين شاخصه يك مرد مي تونه باشه،يعني اولين چيزي كه در اولين برخورد خودشو نشون مي ده
اميدوارم از اين صراحت لهجه كسي ناراحت نشه
اصلا بهتره كه آدم صريح باشه
صريح بودن يكي از علايم آدم هاي  با شعوره
آدم هايي كه نمي خوان كسي را گول بزنند
ميخوام صريح باشم هرچند كه اين صراحت به بي ادبي تلقي بشه
از نظر مرجان حقيقت عريان و زشت خيلي زيباتر از دورغ زيبنده است

از نظر مرجان همه زنها فريفته دروغ هايي زيبايي مي شند كه با اين كه مي دونند دروغه اما دوست دارند فريفته بشند و فريب بخورند

اصولا زنها قرباني شدن را دوست دارند،قرباني شدن براي دوست ،عشق ،زندگي قرباني شدن براي دورغ
تنها دليلش هم اينه كه  با دنيايي روبرو مي شوند كه اصولا فاقد حقيقته ؛يك دنياي سراسر دروغ و فاقد هرگونه شعور به نام مرد...

پی نوشت:قابل توجه آقایون محترمی که از خوندن این مطلب کاملا جزشون درومده از جمله آقای حجت و الباقی دوستان باید بگم که دلیل گذاشتن این پست فقط و فقط یک نظر شخصی و البته واقعی است  که باید زودتر نوشته می شد و تا به امروز به تاخیر افتاده بود و به موضوعات بیهوده ای مثل شکست عشقی و سر کار موندن و این حرف ها هم ربطی نداره. با این حال هر کس در برداشت از موضوعات ازاد است و این  یک  و جه دموکراسی است .معمولا کسی از انتقاد خوشش نمی آید و مردها هم از این دسته اند! 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:9  توسط مرجان  | 
سلام به اهالی مجاز

سلام به فضاهای انتزاعی

سلام به فاصله های زیاد واقعیت و خیال

سلام به همه عزیرتر از جان هایی که قدم رنجه می فرمایندو به این خانه خلوت سر می زند

و سلام به مرجانی که  مدتی است بین ثبات و تغییر راه می رود..گاه می دود ..و گاه می ایستد و باید که تصمیم بگیرد ..

به هر حال در اولین قدم روزنامه محترم  سرمایه را به اهالیش که البته بیشتر از من به آن تعلق داشتند سپردم و به دنیا آمدم البته منظورم  روزنامه دنیای اقتصاد است!امید که خوش یمن باشد..امید..

مرجان این روزها قدری شلوغ است و موضوع در این فضای آشفته برای نوشتن زیاد در سر دارد اما زمانی  برای به روز کردن وبلاگ ندارد  این روزها..

این روزها...دعا کنید که این روزها خوب بیایند و روشن باشند

روزهای روشن با شاخساران پر از گیلاس...

امید که شادی کم رمق مرجان به داغی تابستان دل ببازد و...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:19  توسط مرجان  | 
 
  بالا