نمي دانم چرا حالا كه تحريمي ها پا به عرصه گذاشتند و دارند آگاهانه يا نا دآگاهانه تنور انتخاباتي را گرم مي كنند كه تا به اينجا مي توان 50 درصد نتيجه را حدس زد من كه تقريبا پاي ثابت هر انتخاباتي بودم حالا يابه ميل خودم يا با توجيهات خوش چهره و نخعي پاي صندوق راي رفتم امسال هيچ رمقي براي انتخابات ندارم. به ويژه آن كه از جرگه طرفداران خاتمي هم بيرون آمده ام و اگر مخالفش نباشم دست كم "خاتمي چي "محسوب نمي شوم آن هم در روزگاري كه براي آمدن خاتمي كمپين هم تشكيل مي دهند.

خاتمي سيد خوش سيمايي بود،خوب شعار داد يعني علمي شعار داد و همين هم باعث پيروزيش شد؛نمي خواهم بگويم خاتمي ناتوان است؛چه به باور من در كشوري كه سياست ،اسلاميت و جمهوريت آن از بالا به پايين شكل مي گيرد و حالت دستوري دارد نه خاتمي مرد عمل مي شود و نه حتي همين احمدي نژاد.
بنابراين خرده اي به خاتمي نيست اگر عده اي به سياست هاي اصلاحات نقد دارند. چرا كه اصولا اصلاحات خاتمي به خاطر همان هرم وارونه سياست و دموكراسي در ايران شير بي يال و دمي شد كه مسئولش هم صد در صد خاتمي نبود. بنابراين با اين دليل كه عده اي براي پايبندي به اصالت اصلاحات به دنبال عبدالله نوري مي روند هم مخالفم.حفظ اصالت اصلاحات وآرمان هاي آن در جامعه ايراني كه از كثرت خرده فرهنگ مثل يك ملحفه چهل تكه است قدري با واقعيت تناقض دارد ،مردم ايران فقط در تاكسي براندازند و گاها هم اصلاح طلب .بنابراين چه طور مي توان براي مردمي كه خود كم نظيرترين نمونه محافظه كاري به شمار مي روند حرف از تغيير زد آن هم تغيير و اصلاح در عرصه سياست و سياست ورزي و زير مجموعه آن مثل تحقق آزادي بيان و ساختن اتاق هاي شيشه اي براي مسئولان و پاسخگو كردن آنهايي كه نه از كرامت بلكه از قداست برخوردارند.
فقط فكر مي كنم حتي اگر بخواهيم مجموعه تعيين كننده قدرت را هم كنار بگذاريم در يك جامعه محافظه كار آن هم با اين شرايط اقتصادي اصولا هيچ گونه اصلاحاتي به پيش نمي رود بنابراين نه خاتمي مي تواند آرمان هاي مجموعه اصلاح طلبان را كه از نظر من تعدادشان در كشور به معناي واقعي تنها يك قطعه از همان ملحفه چهل تكه است را محقق كند و نه عبدالله نوري مي تواند اصالت اصلاحلا ت را حفظ كند.من اگر تا پيش از اين فكر مي كردم مجموعه اصلاح طلبان در نزد افكار عمومي دست كم به لحاظ كميت زياد است امروز اصلا اين جوري فكر نمي كنم . چون اين مجموعه اگر هم به لحاظ كميت زياد باشند به لحاظ كيفيت و باقي ماندن بر شعار ها و اصول اصلاح طلبي بسيار اندكند.
بنابراين تصور باطلي بود اگر فكر مي كرديم 8 سال اصلاحات مي توانست جريان شكل گيري قدرت و سياست را در ايران به فشار از پايين و چانه زني از بالا تغيير دهد.به خاطر همينم در اين انتخابات با توجه به انگيزه مردم كه فكر روز و شبشان اقتصاد است يا بايد به اصلاحات حداقلي بسنده كنيم وتغيير رويكرد بدهيم يا آن كه احقاق اصلاحات اصيل را آن هم با آمدن نوري و امثالهم از ذهن دور كنيم . در چنين شرايطي نه آمدن خاتمي دردي را دوا مي كند و نه يك كانديداي اصلاح طلب ديگر. شايد به خاطر همين است كه خاتمي هم علاقه اي به آمدن ندارد چون از نظر من مي خواهد يك اسطوره باقي بماند و البته بهتر است كه نيايد .خاتمي نمي تواند و نمي خواهد با لايه هاي تعيين كننده قدرت وارد مناقشه اي شود كه سرانجامش هم بشود مثل نوري. مردم و انگيزه هاي آنان از يك طرف و دست چندم حسا ب شدن اصلاح طلبان در چينش قدرت در ايران از طرف ديگر كار را براي هر اصلاح طلبي دشوار مي كند كه نتيجه ان يا كوتاه امدن است و يا گوشه نشيني .در شرايط فعلي من گوشه نشيني را ترجيح مي دهم تا آ ن كه بخواهم يك كارناوال ديگر را شاهد باشم.
پی نوشت: با تمام این حرف ها نمی توانم ارادت و علاقه شخصی و قلبی ام را به خاتمی کتمان کنم و شاید برای حفظ همین علاقه است که می گوییم بهتر است نیاید تا همان تصور ذهنی بدون خدشه باقی بماند.اگر قانع بشم که آمدن خاتمی بهتر از نیامدنش است به کمپین و روزنامه نگارانی می پیوندم که برای آمدنش تلاش می کنند.
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:31  توسط مرجان
|