|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |


كارگزاراني ها اين بار عزم خود را براي رسيدن به پاستور و قرار گرفتن مجدد در عرصه اجرايي جزم كرده اند و در اين راه هم حاضرند هرگونه امتيازي بدهد تا امتياز بگيرند،چه اصولا كروبي چنين شخصيتي است و البته به تازگي و به خاطر تاسيس حزبي كه دست كم در بدنه اجتماع توفيقي به همراه نداشت از سوي كارگزاراني ها نماد سياستمدار حرفه اي نام گرفته است.
هرچند نبايد از اين تصميم كارگزاراني هاي و اجماعشان بر كروبي تعجب كرد دست كم آن بخشي از كارگزان كه در تيپ ولايتي و روحاني و امثالهم قرار مي گيرند و بعضا هم از كانديداتوري آنها حمايت كرده اند . به هر حال كارگزاران روزي جزو راست تلقي مي شد البته از نوع مدرنش و به هر حال هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش.
كارگزاران با اين چرخش هايي كه در هر انتخابات از خود نشان داده هنوز نتوانسته است مرز سياسي خود را با گروه هاي درون نظام روشن كند و با ترفند ميانه روي حالتي سيال گونه به سياست هايش داده و با تكيه به همين سياست سيال است كه در پس هر انتخابات رنگي مي گيرد.جالب است كه هم اينان دم از سياست مدرن مي زنند و شفافيت را يكي از معيارهاي آن عنوان مي كنند.
ايرادي بر كارگزاران نيست چه اصولا دست يابي به قدرت كه جوهره سياست است اين رفتار را توجیه مي كند اما مرسوم است كه احزاب اگر كارگزاران را حزب تلقي كنيم معمولا داراي يك خط مشي مستقل بوده وبر پايه همان هم براي رسيدن به قدرت تلاش مي كنند. كارگزاران اما در خود چند طيف گوناگون داشته كه با يكديگر سنخيتي هم ندارند و اگر زماني پايه گرد آمدنشان تداوم سياست هاي هاشمي بود الان ديگر آن هم نمي تواند اين چند قطعه ناجور را به هم مرتبط كند. از عطريانفر به قول خودش "مشاركتي کارگزاران" گرفته تا كرباسچي "ضد خاتمي "و محمد هاشمي "راست سنتي "در اين جمع موج مي زند و اكنون اگر بخش اثرگذار كارگزان را كرباسچي بدانيم و بخشي كه او را همراهي مي كند چون مرعشي تنها وتنها براي حضور مجدد در قدرت دست به دامان كروبي شده اند و البته همين موضوع متاسفانه به وزانت كروبي كمك خواهد كرد.
كروبي مهره اي است كه اگر نظام بخواهد بدون آن كه چرخش آشكاري از سياست هاي 4 ساله اخير داشته باشد و براي نشان دادن رقابتي بودن انتخابات و حاكميت دموكراسي جايگزين مناسبي براي احمدي نژاد خواهد بود.بنابراين در ترجيح بين خاتمي و كروبي ،كروبي گزينه در دسترس تري براي رسيدن به قدرت است. چه اولا نه معلوم است كه خاتمي بيايد و در صورت ورود و رقابت با احمدي نژاد معلوم نيست كه چه سرنوشتي شامل حال او مي شود.
ائتلاف جديد را بايد چرخش جديد هم در مواضع افرادي بدانيم كه اگر زماني به اصلاح طلب 100 درصدي شهره شدند الان به اصلاحات نيم بندي بسنده كرده اند كه البته همين نيم بند هم بسته به حضور در قدرت دارد و الباقي هم الله اعلم.
اين بار خبر توقيف روزنامه اي را شنيدم كه خودم يك سال برايش كار كرده بودم ...
كارگزاران با همه بي مهري ها و كم لطفي هايي كه اعضاي حزب در هر دو دوره انتشار به آن داشتند توقيف شد ..
روزهاي توقيف مثل مراسم ختم است كه همه مي آيند و زنگ مي زنند و تسليت مي گويند و مراسم سومي و هفتمي و در نهايت هم فراموشي و اين صاحب عزاست كه در مصيبت خود تنها مي ماند و....اين خبرنگار است كه بي كار شده است و اعلام جهاني خبر توقيف روزنامه اش و محكوم كردن آن از سوي من و ما برايش نان و آب نمي شود در اين روزهاي پر از بي قراري اقتصادي..
انتخابا ت نزديك است و بايد تريبوني كه بخش عمده اش به حمايت از خاتمي اي مي پرداخت كه اكنون چه بخواهد و چه نخواهد تحت لواي هاشمي اي رفته است كه چه بخواهد چه نخواهد نقطه مقابل رفيع ترين نقطه چارچوب قرار گرفته است خفه مي شد و شد.. به بهاي غزه ...
در غزه نان نمی دهند و در اینجا به بهانه غزه نان می برند...
محرم است به یاد این بخش ار دیالوگ اثرگذار فیلم روز واقعه افتادم که :"...مسیح را مسیحیان به صلیب نکشیدند ...چگونه است که مسلمانان امام خود را می کشند..."
|
|