تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد ...

پری کوچک غمگین من اما مدت هاست که مرده است در شب

و

هیچ بوسه ای رنگ سحرگاه را برایش ندارد..

 

پی نوشت:گنجشک ها لاف می زدند:

جیک جیک جیک جیک..

جیک هیچ یک شان درنیامد

تو که دور می شدی...
  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:23  توسط مرجان  | 
امشب آغاز ماه ربيع است ، امشب بهار اعراب آغاز مي شود و صفر به پايان رسيد .
چند سالي است كه مرسوم شده  صبح هاي ربيع را به در مساجد مي روند  ،گل مي زنند و پايان صفر را به پيامبر تبریک مي گويند .
آخر ماه صفر اما يك هفته است كه عمويم هم از دست رفته است..
همه گفتند كه آخرين غم خانواده ما باشد،اين جمله را تقريبا چند سالي است كه هر سال مي شنوم و دوستش ندارم..
صفر پايان گرفت پيامبر،مبارك باشد
پيامبر ؛ اميد كه غم هاي من،غم هايمان پايان بگيرد با اين صفر و بهار براي ما هم آغاز شود
اميد كه تن سرد خاك زمستان براي عموي من هم بهار باشد و گرم..
مبارك باشد پيامبر..

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:18  توسط مرجان  | 
 
  بالا