تبليغاتX
مشق سکوت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 

خیلی تلاش کردم تا همون روز تولدم بتونم بعد از مدت ها به این خانه خلوت سری بزنم اما از برکات دولت فخیمه ساعت ها سعی مستمر به ناامیدی گزنده ای مبدل شد و مسجل شد که  این  شیرو دیگر شیروی ما نمی شود...

بگذریم ...روز سوم مهر برای چندمین سال به دنیا نگاه کردم..  در این هوایی که به سرعت دارد به سردی می رود ،گویی نه تابستانی بود و نه گرمایی...این خصلت پاییز است و من در سومین روز این فصل سرد متولد می شوم...

در این هوای آشفته وذهن برآشفته ،انگار بر باد است تمام افکارم و آنچه را که جمع کرده بودم برای سیاه کردن این سطرهای سپید و آرزو کردن برای سپید شدن روزهای سیاه...

روزهای سیاه من و سرزمین من...سرزمینی که به سیاست های متولد مهر چشم دوخته است و چشم دوخته ام در این سال جدید به دست سخاوت مهر و خدای خالق مهر ...

تولدم ان شاالله مبارک باشد!

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 18:7  توسط مرجان  | 
 
  بالا